تبلیغات
ایستگاه
ایستگاه

"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com


و آغازی دیگر

همیشه برای هر آغاز. پایانی ست..
اینبار بر پایان من آغازی دیگر است...

بعد از حدود 3 سال به فضای مجازی بازگشتم البته با خانه جدید...
ازین پس درب این خانه را بکوبید:
Www.toraanj.mihanblog.com

وقتی سالها توی یک خانه زندگی و کنی و خاطره داشته باشی حتی اگر خانه را تغییر دهی باز هم دلت میخواهد خانه سابق را برای روزهای دلتنگی حفظ کنی.احساس من به ایستگاه از همان جنس است.
هرچند که ایستگاه با تمام خاطرات تلخ و شیرین اش برایم خیلی زیاد عزیز است اما ترنج را بنا نهادم تا خانه حال و هوای امروزم باشد با تمام رمز و رازش و حال و هوای دیروزم ایستگاه باشد با تمام سادگی و صراحتش...

امیدوارم ترنج هم برایم عزیز شود مثل ایستگاه که حضور آرامش یادآور گذشته شیرین است.



یکشنبه 28 دی 1393 توسط سوتك | نظرات ()

پایان کار...

انالالله و انا الیه راجعون


کلام پایانی:

قطار می رود...

                       تو می روی...

                                            تمام ایستگاه می رود...          

                                                                              و من....  


جمعه 26 خرداد 1391 توسط سوتك | نظرات ()

ایستگاه...قطار...

قطاری که به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت : مقصد ما خداست ، کیست که با ما سفر کند ؟

کیست که رنج و عشق رو با هم بخواهد ؟

کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند ، از جهان تا خدا هزاران ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ، کسی کم می شد ، قطار می گذشت و سبک می شد ، زیرا سبکی قانون راه خداست .

قطاری که به مقصد خدا می رفت ، به ایستگاه بهشت رسید ، پیامبر گفت : اینجا بهشت است ، مسافران بهشتی پیاده شوند ، اما اینجا ایستگاه آخر نیست .

مسافرانی که پیاده شدند بهشتی شدند ، اما اندکی باز هم ماندند ، قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : درود بر شما ، راز من همین بود ، آن که مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد …

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری .........

جمعه 19 خرداد 1391 توسط سوتك | نظرات ()

هیچ پایگاهی در منطقه خارج از تیررس موشک های ایران نیست .

سردار "حسین سلامی"، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مراسم شب خاطره که به مناسبت گرامیداشت یاد و خاطر شهید "حسن طهرانی‌مقدم" برگزار شد، با اشاره به خصوصیات و ویژگی‌های این شهید بزرگوار اظهار داشت: «اگر شهید طهرانی‌مقدم در زمان تست موشک‌ها با شکست روبرو می‌شد، این شکست نه تنها در روحیه او تأثیر منفی نداشت، بلکه عزم او را برای ادامه کار محکم‌تر و مصمم‌تر می‌کرد.

سلامی با اشاره به اقدامات شهید طهرانی‌مقدم در خصوص موشک‌های زمین به زمین، زمین به هوا و بالستیک و تبدیل این موشک‌ها به موشک‌های نقطه‌زن زمینی و دریایی گفت: «امروز هیچ پایگاهی در منطقه نیست که خارج از تیررس موشک‌هایی باشد که الهام گرفته از تفکر این شهید بزرگوار هستند. این پایگاه‌ها در هر جا که تصور کنید تحت برد موشک‌های ایران است.»

جانشین فرمانده کل سپاه ادامه داد: «در حالی که تن آمریکا و رژیم صهیونیستی در زمان شلیک موشک‌های این قهرمان نام‌آور به لرزه درمی‌آید، اما علیرغم این همه ابتکار، خلاقیت و آفرینش شهید طهرانی‌‌ مقدم هیچ چیزی را به نام خود ثبت نکرد و این یکی از مهمترین ویژگی‌های ایشان بود.»



مردان خدا چه ساده می گذارند و می گذرند...


یکشنبه 7 خرداد 1391 توسط سوتك | نظرات ()

دو حدیث زیبا


پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 توسط سوتك | نظرات ()

بزن زنگو

خجالت نکش
زنگ رو بزن
تمام اونهایی که  این زنگ رو زدن عاشق بودن
صاحبخانه مهمان نوازه
بزن زنگو برادر
یا علی .......



یکشنبه 17 اردیبهشت 1391 توسط سوتك | نظرات ()

یك دیالوگ واقعی...

پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟ گفت: برو عزیزم . . . رفت و والفجر مقدماتی شهید شد.

 

پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت من هم برم؟ گفت: برو عزیزم . . . رفت و خیبر شهید شد.

 

پدر گفت: حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای ۵ شهید شد.

 

مادر به خدا گفت: همه دنیام رو قبول کردی، خودم هم قبول کن. رفت و حج خونین شهید شد

.



جمعه 8 اردیبهشت 1391 توسط سوتك | نظرات ()

یا زهرا

شنیده ای می گویند چنان می زنمت که یکی از من بخوری، یکی از دیوار!؟

آری حتما شنیده ای، اما شنیدن کی بود مانند دیدن؟

شنیدن هر چقدر هم سخت باشد هیچگاه به طاقت فرسایی دیدن نخواهد بود.

آخر بابا شنید، حسین شنید، زینب شنید، ما هم شنیدیم؛ اما تنها حسن دید.

تنها حسن دید و باز هر چقدر هم که دیدن سخت باشد مثل خوردن نیست، که و شاید حسن گفته باشد: مادر کجا می روی؟! خانه از این طرف است

.............................................................

حضرت زهرا (در روزهای بیماری قبل از شهادت در حالی که در بستر بیماری بود)به علی (ع) گفت: چیزهایی در دل دارم که می خواهم آنها را به تو وصیت کنم!
علی (ع) فرمود: ای دختر رسول خدا ، هر چه می خواهی بگو!
دراین وقت علی (ع) کسانی را که دراتاق بودند بیرون کرد و نزدیک سر فاطمه (س) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت :
ای پسرعمو ، هیچ گاه مرا دروغگو و خیانتکار ندیدی، و از وقتی با تو معاشرت داشته ام نافرمانی تو را نکرده ام!
علی (ع) در پاسخ او فرمود:
پناه بر خدا! تو داناتر ، نیکوکارتر ، پرهیزگارتر، بزرگوارتر و نسبت به خدای تعالی بیمناک تر از آنی که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نافرمانی خود سرزنش کنم، و به راستی مفارقت و دوری تو بر من بسیار ناگوار است جز آنکه چاره ای از آن نیست...
آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:
به خدا مصیبت رحلت رسول خدا (ص) را برای من تجدید کردی و مرگ و فقدان تو ، بر من بسیار بزرگ است.
" فانا لله و انا الیه راجعون"!
آه! که چه مصیبت دردناک ، جانسوز و غم انگیزی است! مصیبتی که به خدا سوگند جبران پذیر نخواهد بود!
دنباله حدیث این گونه است که در اینجا هر دو گریان شده و لختی گریستند ، آن گاه علی (ع) سر فاطمه را برداشته به سینه چسبانید و بدو فرمود: هر وصیتی داری بنما که من آن را انجام خواهم داد.
فاطمه عرض کرد: خدایت پاداش نیک دهد ای پسرعموی رسول خدا، نخستین وصیت من آن است که پس از من " امامه " دختر خواهرم را به ازدواج خویش درآوری ، چون او نسبت به فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نیز ناچارند همسری از زنان داشته باشند.
وصیت دیگر من آن است: که احدی از این مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند ، در تشییع جنازه من و دیگر مراسم حاضر نشوند زیرا اینان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند، مبادا بگذاری یکی از آنها یا پیروان آنها ، بر جنازه ام نماز بگذارند...
مرا شب هنگام در آن وقتی که دیده ها همگی خواب رفته اند دفن کن 

بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏43 ؛ ص191



یکشنبه 3 اردیبهشت 1391 توسط سوتك | نظرات ()

سفر كربلا/1

سلام
من آمدم
جای همه خالی...
دوجای سفر خیلی خوب بود كه دعا میكنم قسمت همه بشود:
1.در كربلا و كنار قتلگاه اربابمان
2. بمب گذاری و زخمی شدن در كاظمین برای من واقعا عالی بود
انشاالله كه قسمت همه آرزو مندان  بشود.



وقوع یک انفجار تروریستی در کاظمین/ اعلام اسامی مجروحان ایرانی
در یک حادثه تروریستی که صبح امروز در کاظمین رخ داد، 8 ایرانی مجروح شدند.

دکتر علی حیدری معاون عتبات مرکز پزشکی حج و زیارت در گفتگو با خبرنگار مهر اعلام کرد: صبح امروز و بدنبال وقوع انفجاری در شهر کاظمین تعدادی ازهموطنانمان مجروح شدند.

وی افزود:  کاروان مذکور از استان خراسان رضوی عازم شهر کاظمین شده بودند که با وقوع انفجار بمب تعدادی از زائرین آن  مجروح می شوند.

همچنین جواد خانی نماینده سازمان حج و زیارت در کربلا در گفتگو با خبرنگار مهر اسامی مجروحان این حادثه تروریستی را اعلام کرد:

1- سید حسین شایسته فر

2- معصومه دهقان

3- هادی دهقان

4- حیدر هاشمی نژاد

5- شهربانو خراسانی

6- ناصر حدادی

7- مارد علی زنده کا

8- علی ناجی خوشدل

پ.ن: این انفجار در هتل اقامت ما در كاظمین در حدود ساعت 7.35 دقیقه صبح انجام شد.
خوش به حال اون پیرمرد 82 ساله كه جلوی هتل شهید شد و سرش رو داد...



جمعه 1 اردیبهشت 1391 توسط سوتك | نظرات ()

در شوق شش گوشه

سلام
حسین برای زهرا می بارد و زهرا برای حسین
فاطمیه است اما هوای وبلاگم حسینی است...
این یك پست ویژست...
میگن شیعه ها وقتی اونجا میرن پرده جلوی چشماشون رو میگیره تا نبینن و دق نكنن..
میگن اونجا راه آسمون خیلی نزدیكه...
خیلی ها خیلی چیزا میگن..
اصلا بی خیال...
این روزها تو زمین نیستم و همش تو آسمون پرواز میكنم
حالم دست خودم نیست..
اسم حسین میاد...اسم عباس میاد...اسم زینب میاد و اسم كربلا...هوای چشمام عوض میشه...
خدایا شكرت كه گریه رو به ما دادی..
همش با خودم میگفتم باید برای این پست سنگ تمام بذارم...
اون چیزهایی كه دارم همه باید در این یك پست جمع بشه...
آخه این یك پست ویژست...
اما الان كه شروع كردم به نوشتن نمی دونم چی باید بنویسم..
از كجای این دلم شروع كنم
انگار پرده ای كه میگفتن از الان منو تو خودش پیچیده
اما من نمی خوام پرده داشته باشم
من می خوام از غمش دغ مرگ بشم
من می خوام زار بزنم
من می خوام فریاد بزنم
من می خوام با زینب به خیمه گاه برم
من می خوام با رقیه سر به بیایون بذارم
من می خوام با عباس كنار فرات برم
من می خوام با علی اكبر زخم بخورم
من می خوام با حسین
خدایااااااااااااااااااا
من می خوام با حسین باشم
من می خوام با حسینت زندگی كنم و باحسینت بمیرم
خدایااااااااا
صدام رو میشنوی
كربلا صدام میكنه
و من میترسم
میترسم كه برم و اینها نباشم
می ترسم كه برم و اونجا هم در روزمرگی زمان گم بشم
خدایا
حسین رو از من نگیر....همین

پ.ن:دلم می خواست با این پست همه گریه كنیم.
خدایا توفیق خواندن و تمام كردن لهوف رو در كربلا ازم نگیر

پ.ن1:به چشم دل ببین ذره كجا میرود
دلم به خواب نمی دید كربلا برود

پ.ن2:تا كه پرسیدم ز قلبم عشق چیست
در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی و مجنون فقط افسان ه است
عشق در دست حسین ابن علی ست

روزی رسد كه به جرم جنون عشق
مارا به كربلای تو تبعید میكنند

پ.ن3: می روم به امید حق...از تمام كسانیكه گردنم حقی دارند و احیانا اینجا سری می زنند حلالیت می طلبم و انشاالله به شرط حیات و توفیق دعاگوی دوستان خواهم بود






دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط سوتك | نظرات ()



"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com

estgah89@yahoo.com

سیاسی
فرهنگی و اجتماعی
دفاع مقدس
صهیونیسم و...
دین و ولایت
دل نوشته

و آغازی دیگر
پایان کار...
ایستگاه...قطار...
هیچ پایگاهی در منطقه خارج از تیررس موشک های ایران نیست .
دو حدیث زیبا
بزن زنگو
یك دیالوگ واقعی...
یا زهرا
سفر كربلا/1
در شوق شش گوشه
فاطمیه
عشق...
سلام به همه دوستان و خوانندگان وبلاگ ایستگاه این پست صرفا یك پست درون گفتمانی است...دوستانی كه مایل به خواندن بودند لطفا پیام بگذارند تا بهشون رمز بدهم.
درد دلهای یك ساله
برگوش جانم میرسد هردم صدای قافله...

دی 1393
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389

سوتك

قافله ی عشق(شهدای دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) )
از این لینک برای انتقاد از برنامه های رسانه ملی استفاده نمایید
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
گنجینه معرفت
نقطه رهایی
سهم من
سیم خاردار
مهتد
آینده از آن ماست...
همثانیه-------------------------همثانیه
مُرتَقِب
مشکات
فاصله
اندكی صبر صحر نزدیك است
IslamArchive
بیداری افكار شبستر
رسانه فرهنگی پلاك 313
***شهیدان زنده اند***
راه ناتمام
سرلوحه
چادرخاکی
ســـــرلـــــوحـــــه
خدا منتظر ماست....
جنگ نرم(سربازان امام خامنه ای)
طلبه یاشار
عشق یعنی...
غریبانه
سلام بر صبح
دو دلاور
نحن انصار المهدی(عج)
منبر مجازی
دختر سیاسی
ایران توانا
او خواهد آمد
دست نوشته های یک نسل سومی
یک نفر از اهالی ولایت
بسیجی دانشجو
نسل چهلم
دست نوشته های یک دانشجو
قطعه 26
هم نفس
سایت دانلود رهپویان ولایت
منتظر(ز.ث)

.::مطالب جالب در مورد حجاب::.
دفتر مقام معظم رهبری
خبرنامه دانشجویان ایران
پایگاه جامع و تخصصی جنگ نرم
كتاب هایی پیرامون انتخاباتی كه گذشت
آپلود سنتر طلایی

نظرشما درباره این وبلاگ چیست؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد