تبلیغات
ایستگاه
ایستگاه

"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com


زاویه نود درجه(گفتار متفاوت یك دانشجو)

توضیحی از سوتك:

این متن را به درخواست نویسنده آن با كم ترین دخل و تصرف برای خوانندگان ایستگاه منتشر كرده ام. این متن را می توان به نوعی گفتگو و در جواب پست نظرات یك فارغ التحصیل دانست.امید است كه این گفتگوها اثر بخش باشد و نتایج پر خیر بركتی برای مجموعه بسیج عزیزمان داشته باشد.انشاالله


هُوالحَکیم...بازگشت به یادداشت همسنگری بزرگوار...

باسلام

به ایشان و به­ همۀ دوستان بسیجی؛

 

مرقومۀ همسنگری سابق که در پستی باعنوان "نظرات یك فارغ التحصیل"در وبلاگ "ایستگاه" منتشر شد، برآنم داشت تا نکاتی را یادآور شوم. این یادداشت جهت مقابله یا مرافعه با این همسنگری نگارش نمی­شود؛ بلکه به ­رسم اهل بحث، کوته ­نوشتی است برای پاسداشت آرمان بلند آزاداندیشی..

پیش از آن اما لازم است تا به ­رسم انصاف و ادب تشکر ویژه­ای داشته باشم از مدیر محترم وبلاگ ایستگاه که حقاً رسم آزاداندیشی را پاس داشته و پذیرفتند که این یادداشت را از رسانۀ خود منتشر فرمایند. امید که همۀ ما رسم انصاف پیش بگیریم و برای حل معضلات و مشکلات به دامان منطق و گفتگو پناه ببریم.

 

به­ منظور رعایت ایجاز، نکات را دسته­ بندی کرده و در مختصرترین عبارات ممکن به­ عرض می­رسانم.


 

حقیر، که به­ دلیل پرهیز مدیر وبلاگ، از بیان نام و نشان خود معذورم، در دورانی که نویسندۀ محترم یادداشت "نظرات یك فارغ التحصیل" از آن سخن گفته­ اند، از فعالان حوزۀ بسیج و بلکه از قوامین آن بوده و از همین جهت درجریان تمام اتفاقات و گفت و شنودهایی که درمیان بود هستم. لذا مطالبی که عرض خواهد شد مستند به تجربۀ مستقیم آن فضاست و نه براساس شنیده­ ها و تحلیل­ های با واسطه.

برای روشن­تر شدن بحث بخش­هایی از نوشته­ های همسنگری محترم را در گیومه و به ­صورت های­لایت در ابتدا یا میانۀ نکات خواهم آورد..

 

 

v        راه ...

"خوشحالم که تونستید راه درس ترو پیدا کنید و آبروتون رو برای ازبین نرفتن آرمان سیدروحالله به خطر انداختید . انشالله که خداخیرتون بده وتوی ادامه کار کمکتون کنه.."

 

منظور این همسنگری محترم را از آرمان­ سید روح­الله نمی­فهمم! من آرمان سید روح­الله را این­گونه فهمیده­ام:



"در آن لحظه‌یى كه امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا كرده بودند، ما بشدت نگران بودیم. وقتى كه من رسیدم، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند. بنابراین، مهمترین حرفى كه در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مى‌باید در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ایشان گفتند: قوى باشید، احساس ضعف نكنید، به خدا متكى باشید، «اشدّاء على الكفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌كس نمى‌تواند به شما آسیبى برساند. به نظر من، وصیت سى‌صفحه‌یى امام(ره) مى‌تواند در همین چند جمله خلاصه شود."

رهبر معظم انقلاب؛ بیانات در مراسم بیعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر كشور12/4/86

 

v       علت اختلاف دو طیف!

"خانم فولادی  عزیز میخواستم  یک  نکته رو بهت  بگم  اونم اینه که اختلاف دوطیفی که الان دربسیج علامه وجود داره اختلافی نیست که درزمان شما به وجود آمده باشه بلکه بعدازمسئولیت آقای میرزایی تبار وبه طورجدیتر آقای واحدی شروع شد . اون هم به خاطراختلاف گفتمانی که این دوطیف نسبت به نگاه به عملکردهای ریاست دانشگاه داشتند. همین الان هم ریاست دانشگاه به شدت درایجاداین تنش دخالت جدید دارند."

 

 پ.ن:خواندن ادامه مطلب را فراموش نكنید به دلیل محدودیت های وبلاگی نشد همه متن را در یك صفحه منتشر كنم



من اما حقیقت را این­گونه نیافتم؛

نه همسنگری ! نه! اختلاف را اگر حقیقتی خارجی بگیریم،  باید دنبال علت باشیم و نه دلیل، هم­چنان­که شما به­ درستی از علت گفتید! اما علت را درست درنیافتید!اختلاف گفتمان دو طیف نسبت به عملکرد ریاست دانشگاه علت نیست! این مصداق است! این خودش معلول است، ههمسنگر ! من علت را چیز دیگری یافته­ ام. بخواهم ساده بگویمش می­شود این: اختلاف گفتمان دو طیف نسبت به آرمان بسیج، آن­هم نه در مقام اصول، بلکه در مقام فروع و البته در مقام روش­ها.. راحت­تر بگویم، آن­چه هست عمده­اش اختلاف سلیقه و اختلاف روش ­است!به­ اضافه­ اش کنیم یک دنیا سوء تفاهم و دلخوری و بدفهمی.. چه از این­طرف چه از آن­ طرف! این اختلاف همان­طور که گفتید ریشه­  دار است! سابقه­  اش هم به زمانی بر­گردد به خیلی پیش از آقای واحدی، لااقل در زمان آقای میرزایی­ تبار هم بوده است. بیش از این­ها که شما گفتید سابقه دارد.با این حساب علت اختلاف نمی­تواند مواضع مختلف و بلکه متعارض دو طیف در مسألۀ عملکرد رئیس دانشگاه باشد.. دلیلش هم که مشخص است! البته قبول دارم که این بعد از اختلاف نقطۀ عطف و بنزین روی آتشِآن بود.

v       یک گرهِ کورِ بسیار مهم!

"شماطرف مقابلتان را یک جریان دانشجویی ساده  نبینید. تعجب نکنید اگریکدفعه میبینید که خانم باقری ناحیه میگه به من گفتند که باید فلان خان ممسئول بسیج دانشگاه باشه یاآقای صابر وقدیانی که تا هفته پیش میگفتند ماخودمان میدانیم که آقای ...به دردمسئولیت نمیخورد ههفته بعد به این نتیجه میرسند که ایشان باید مسئول باشند."

 

اگر این حرف­ها صحت داشته باشد، ما باید خیلی متأسف باشیم برای این مسئولین محترم با این مواضع متعارض! جالب است که این سازمان محترم اینقدر سوراخ و درز دارد! هرکس که واردش می­شود دست پر بیرون می­آید! همه هم راضی بیرون می­آیند.. این­طرف دعوا می­رود آن­طرفی­ها می­شوند شمر و یزید؛ آن­طرفی ها می­ روند این­طرفی­ها می­شوند معاویه و عمرعاص! مشکل از طرفین دعوا نیست! مشکل از همان دوستان است که نامشان را نبریم بهتر است!

 

v        از آن حرف­ها!

"این بنده خداها که جزء طیف به اصطلاح مقابل قرار دارند خیلیهاشان تقصیری ندارند بازی خورده اند . نمیدانند ازکجا این جریان هدایت میشود."

 

دلسوزانه است! خیرخواهانه و...اجازه بدهید این­جا را چیزی نگویم!

v       وحدت تا کجا معنا دارد؟!

"امااینو میخواستم عرض کنم که وحدت درجایی که کاری خلاف شرع وقانون صورت بگیردمعنانداره ."

 

تکرار می­کنم..

"در آن لحظه‌یى كه امام(ره) ناراحتى قلبى پیدا كرده بودند، ما بشدت نگران بودیم. وقتى كه من رسیدم، ایشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند. بنابراین، مهمترین حرفى كه در ذهن ایشان بود، قاعدتاً مى‌باید در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ایشان گفتند: قوى باشید، احساس ضعف نكنید، به خدا متكى باشید، «اشدّاء على الكفّار رحماء بینهم» باشید، و اگر با هم بودید، هیچ‌كس نمى‌تواند به شما آسیبى برساند. به نظر من، وصیت سى‌صفحه‌یى امام(ره) مى‌تواند در همین چند جمله خلاصه شود."

رهبر معظم انقلاب؛ بیانات در مراسم بیعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر كشور12/4/86

 

همچنین توصیه می­کنم منشور برادری را در جلد بیست و یکم صحیفۀ امام مطالعه بفرمایید..

 

v        نیازی به فحش دادن نیست!

"به نظرم برای حل مسائل دوطیف موجود به علامه هیچ احتیاجی به فحش دادن نباشه."

 

این حرف رو باید طلا گرفت..

"بهترین کاراینه که یک جلسه گذاشته بشه باحضور مسئولین واعضای فعال فعلی و سابق. راجع به مبانی فکری این دوگفتمان صحبت کنیم."

 

پیشنهاد خوبی داده ­اند؛ جلسه­ ها باید گرفت..

البته نه شبیه اون جلساتی که دو سال پیش گرفته می­شد..

 

v       درمورد نوع نگاه به وظایف بسیج

"زمانی که یکی از اساتید مذهبی رو از دانشگاه اخراج کرده بودند مسئولوقت دانشکده ادبیات مخالف دادن بیانیه حمایتی بسیج بود .جمله ایشان (مگه بسیج نهاد حمایت از مستضعفینه که ما بخوایم بیانیه بدیم؟) درحالی که طیف مقابل با استناد نامگذاری امام درمورد بسیج (بسیج مستضعفین) معتقدبودن دفاع از مظلوم ازاساسیترین وظایف ماست."

 

در آن جلسه شخصاً حضور داشتم!

موضوع اخراج استاد ط...نبود؛ موضوع اخراج آقای م... بود..

حرف مسئول وقت دانشکدۀ ادبیات این بود که آقای م...  با یک دلیل آموزشی اخراج شدند، درست یا غلط بودن دلیل رو کار نداریم.. اعتراض به حکم آموزشی راه قانونی داره و همه در برابر قانون برابرند! وظیفۀ بسیج این نیست که مشکلات آموزشی افراد رو پیگیری کند! اگر مشکل آموزشی وجود ندارد که قابل پیگیری و اصلاح است.. افراد بسیجی آزادند که از ایشان با شخصیت حقیقی­ خودشان دفاع بکنند و مشکل ایشان را دنبال کنند. اگر نه روی دفاتر بسیج اعلانیه بزنید که هرکس مورد ظلم آموزشی یا سایر مظالم قرار گرفت به دفاتر بسیج مراجعه کند!!!

این نوع تحلیل­ها که دوست همسنگری ما بیان فرموده­اند تفسیر بسیار سطحی از معنای عمیق بسیج مستضعفین است..

 

v       قانون­گرایی و شرع­گرایی مهمترین اصل تشکل بسیج..

 

این حرف را قویاً حمایت می­کنم..

در دوران جناب آقای ك... و پس از اتمام دورۀ سرپرستی ایشان، این دوست بزرگوار و برخی اطرافیان ایشان،غیرمسئولانه از قوانین طفره رفتند و با تن ندادن به انتخابات قانونی برای تأیین مسئول حوزه، ضرباتی جدی به جریان صحیح تشکیلاتی در مجموعۀ بسیج علامه وارد آوردند. این رفتار از سوی ایشان و اطرافیانشان بر هیچ کس پوشیده نیست. نکته بسیار مهم در این­جا عدم سکوت افراد منصف هم ­طیف با ایشان، در برابر این بی­ قانونی صریح و رفتار مشکوک به قدرت طلبی است. عدم سکوتی که به طرد و حذف این افراد و برخی برخوردهای سلبی انجامید. این نشانه­ای متقن از وجود انصاف و اعتدال، حداقل در بخشی از افراد این طیف است.

نکته این­جاست که از این دست میانبر روی­های خلاف قانون در طیف موسوم به علوم اجتماعی نیز کم به ثبت نرسیده. برای مثال می­توان به پرونده­سازی وسیع سرکار خانم... در جریان انتخابات مسئولیت حوزه، در زمان کاندیداتوری آقای ا... و آقای ه... اشاره کرد که متأسفانه برای بالا بردن تعداد آراء این طیف صورت گرفت.. هرچند که را به مقصود نبرد..

در هر حال اصل حرف کاملاً صحیح است و دو طیف در برابر قانون و شرع موظف به صداقت­اند؛ هرچند که هیچ یک پروندۀ عاری از خطایی ندارند!

 

v       و اما عدالت، و عدالت­طلبی...

"دانشجوی بسیجی کسیه که اسلامی کردن دانشگاه رو مطالبه کنه و در مقابل ظلم مسئولین بایستد. همانطور که آقا میگن اگر گروهی نشد باید فردی در مقابل ظلم مسئولین قیام کنید. دیدگاه مقابل ،دیدگاه مصلحت سنجه که به بهانه آرامش برقرارکردن ودشمن شاد نکردن همیشه مخالف حرکتهای عدالتخواهانهاست. درحالیکه میگه مطالبه گری وظیفه دانشجوست و مصلحت سنجی وظیفه مسئولین نه برعکس."

 

 

عدالت هم مانند آزادی بسیار مظلوم است.. خوب است از خود حرفی نگویم و به ادبیات انقلاب رجوع کنم:


"شما میگوئید كه ما شعار عدالت میدهیم؛ دانشجو را میگیرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نمیگیرند. قوه‌ى قضائیه چنین، یا دستگاه مسئول چنان. خوب، اینجا شما باید زرنگى كنید؛ یك لحظه از درخواست و مطالبه‌ى عدالت كوتاهى نكنید؛ این شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همین است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ى این فكر هم با همه‌ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگیرد؛ شما زرنگى‌تان این باشد: گفتمان عدالت خواهى را فریاد كنید؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‌سازى نكنید. وقتى شما روى یك مصداق تكیه میكنید، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشید؛ من مى‌بینم دیگر. من مواردى را مشاهده میكنم - نه در دانشگاه، در گروه‌هاى اجتماعى گوناگون - كه روى یك مصداق خاصى تكیه میكنند؛ یا به‌عنوان فساد، یا به عنوان كجروى سیاسى، یا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جریان اطلاع دارم و مى‌بینم اینجورى نیست و آن كسى كه این حرف را زده، از قضیه اطلاع نداشته است. بنابراین وقتى شما روى شخص و مصداق تكیه میكنید، هم احتمال اشتباه هست، هم وسیله‌اى به دست میدهید براى اینكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‌ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند علیه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‌اى میتوانید بكنید؟ اگر یك نفرى به‌عنوان مفترى یك شخصى را معرفى كند و بگوید آقا او این افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى این نیست كه برود دنبال ماهیت قضیه. اگر این افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام یك كارى میكند؛ لذا نمیتوانیم از او گله كنیم. شما زرنگى كنید، شما اسم نیاورید، شما روى مصداق تكیه نكنید؛ شما پرچم را بلند كنید. وقتى پرچم را بلند كردید، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محیط اجراء میخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را میكنند. آن كسى هم كه فریاد مربوط به محتواى این پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى میكند و كار پیش خواهد رفت. بنابراین به نظر من مشكلى در كار شما نیست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستید كه انتظار هم از شما همین است. هر شعار خوبى كه داده میشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‌ى دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تكیه به شما جوانهاست، امید به شما جوانهاست؛ این را بدانید.

بالاخره همشهرى شما كه از او شعر هم خواندید، میگوید:

 

وفا كنیم و ملامت كشیم و خوش باشیم

كه در طریقت ما كافرى است رنجیدن"

بیانات‌ در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى شیراز 14/2/87

 

این یعنی همۀ حرف..

محل اختلاف افرادی که از این طیف سرشان به تنشان می­ ارزد با اهل فضل طیف علوم اجتماعی همین نکته است.. همین نکته و تنها همین نکته.. با خوش­نشینان و افسار در گردن­ها هم کاری ندارم..

اگر اهل اشاره باشید هم تمام حرف مرا می­فهمید و هم عمق کلام رهبر فرزانه­مان را...

 

 

Ø     چند نکته­ی دیگر در همین­باره؛

باید اذعان کنم که در صدر دوستان طیف علوم اجتماعی، در زمانی که این همسنگری محترم از آن سخن گفته ­اند، دوستان اهل فضل و دانشی بودند که عمق فکری و علمی ایشان هنوز هم مورد احترام شخص بنده است؛ چه از برادران و چه از خواهران.. از جمله همین خواهر محترم، سرکار خانمی که مقالۀ بسیار خوبی در محضر مقام معظم ولایت ارائه دادند و جداً موجبات مباهات بنده بود که این موفقیت متعلق به خواهری است که ایشان را می­شناسم و مدتی فعالیت مشترک داشته­ایم.

اما شاید چندان شایسته نباشد که در ادامۀ این بزرگواران دوستانی را درک کنیم که برای اعتراض به وضعیت علمی دانشگاه تحصن می­کنند و در سوابق آموزشی جمع سه، چهار نفره­شان تا دلت بخواهد مشروطی و نمرات خجالت­آور وجود دارد!! مطالبۀ علمی به قامت همچنان دوستان اهل دانشی بسیار برازنده بود و برای این اسلاف ادا و بهانه­ای بیش نیست..

از طرفی خوب به ­خاطر دارم که دوستان محترم اصرار زیادی به حذف بعضی اساتید از دانشگاه به­ دلایلی همچون منحرف بودن، غرب­زده بودن، بیان مهملات در کلاس درس، توهین به اسلام و انقلاب و امثال این داشتند که ریاست دانشگاه این امر را منوط به وجود دلائل محکم قانونی می­دانستند و البته دوستان به­ همین دلیل ایشان را محافظه ­کار و شایستۀ انواع و اقسام توهین­ها و تهمت­ها! از قضا، وقتی ریاست محترم بر اساس دلایل متقن قانونی و بدون ارتکاب به هرگونه عمل خلاف قانون، برخی از همان اساتید را اخراج یا بازنشسته کردند، همین دوستان عدالت­خواه فریاد برآوردند که واعلما! وادانشا! واعدالتا! علم رفت! دانش رفت! آزادی حبس شد!! بعد هم پدر معنوی­شان در نشریۀ پنجره یادداشت نوشتند و این رفتارهای غیر علمی را محکوم فرمودند! حالا ما دم خروس را قبول کنیم یا قسم حضرت عباس را؟!!!

 

v       اخلاق نسبی نیست!!!

در مرقومۀ همسنگری بزرگوارمان اشاره­ای هم به دوستانی شد که در زمرۀ کارکنان دانشگاه درآمده­اند:

 

"البته این دوستان مصلحت سنج ما وقتی این حرف آقا رو شنیدند برای اینکه عملکرده باشند خودشان چندی بعد جز مسئولین درآمدند. و از نزدیکان همان کسی شدند که خودشان به عملکردهای ضددینی اواذعان کرده بودن (به قول بعضیهانوارش هست!)"

 

من پیشنهاد می­کنم دوستان محترم کمی عقب­تر بروند و از برادران بزرگواری مانند آقای ن...، که البته ایشان پدر معنوی جریان علوم اجتماعی است، سؤال کنند که چرا برای جذب در دانشگاه در مقام کارمند و... مذاکراتی با جناب آقای شریعتی داشته­ اند؟! آیا اگر ایشان و سایر دوستان محترمشان در دانشگاه مشغول به کار می­شدند هم همکاری با دانشگاه عملی قبیح می­بود؟! یا تنها دروغ برای همسایه بد است؟ اخلاق نسبی نیست!!!

با این وجود اما بنده شخصاً اشکالی در جذب دوستان متعهد به بدنۀ مدیریت دانشگاه نمی­بینم؛ بلکه اتفاقاً چنین امری بسیار مبارک و موجبات امید برای بهبود اوضاع است.

 

v       شکستن شاخ...

"راستی برای من خیلی جالبه که یکنفر از دوستان مسئول در بسیج فعلی علامه کامنت بذاره و بگه من شاخ خانم خ رو میشکونم! آقای مسئول عزیز هرجوری که سعی میکنم تحلیلی به نفع شما داشته باشم متاسفانه نمیشه."

 

اگر مسئولی در بسیج با این ادبیات سخن گفته باشد شایستۀ تأسف است.. اگر هم این سخن بی­ دلیل و با استناد به حدس و گمان و... به کسی نسبت داده شده که شایستۀ بسی تأسف است...

 

در پایان باید عرض کنم که این اختلاف تنها به­ دلیل کوتاهی بزرگان دو طیف تا این حد بزرگ شده و روز به روز عمیق­تر و البته بچه­ گانه ­تر می­شود. اختلاف چندان جدی نیست و می­توان آن­را حل کرد. نقاط مشترک بسیار زیاد است. کارهای بر زمین مانده بسیار زیادتر. امید که همۀ افراد و اطراف روزی در جشن آشتی دست به دست هم برای برداشتن قدم­هایی بسیار بزرگ متحد شوند. این تمام آرمان سید روح­ الله است!

 

از بیان نکاتی که احتمال ایجاد تنش را بالا می­برد پرهیز شد. امید که هیچ­گاه ناگزیر از بیان این نکات نشوم..

حرف آخر هم باشد کلام خدا:

 

««..مُحَمَّدٌ رَسولُ الله

و الّذینَ مَعَهُم اشِدّاءٌ عَلی الکُفارِ

رُحَماءَ بَینَهم..»»


جمعه 23 دی 1390 توسط سوتك | نظرات ()



"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com

estgah89@yahoo.com

سیاسی
فرهنگی و اجتماعی
دفاع مقدس
صهیونیسم و...
دین و ولایت
دل نوشته

و آغازی دیگر
پایان کار...
ایستگاه...قطار...
هیچ پایگاهی در منطقه خارج از تیررس موشک های ایران نیست .
دو حدیث زیبا
بزن زنگو
یك دیالوگ واقعی...
یا زهرا
سفر كربلا/1
در شوق شش گوشه
فاطمیه
عشق...
سلام به همه دوستان و خوانندگان وبلاگ ایستگاه این پست صرفا یك پست درون گفتمانی است...دوستانی كه مایل به خواندن بودند لطفا پیام بگذارند تا بهشون رمز بدهم.
درد دلهای یك ساله
برگوش جانم میرسد هردم صدای قافله...

دی 1393
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389

سوتك

قافله ی عشق(شهدای دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) )
از این لینک برای انتقاد از برنامه های رسانه ملی استفاده نمایید
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
گنجینه معرفت
نقطه رهایی
سهم من
سیم خاردار
مهتد
آینده از آن ماست...
همثانیه-------------------------همثانیه
مُرتَقِب
مشکات
فاصله
اندكی صبر صحر نزدیك است
IslamArchive
بیداری افكار شبستر
رسانه فرهنگی پلاك 313
***شهیدان زنده اند***
راه ناتمام
سرلوحه
چادرخاکی
ســـــرلـــــوحـــــه
خدا منتظر ماست....
جنگ نرم(سربازان امام خامنه ای)
طلبه یاشار
عشق یعنی...
غریبانه
سلام بر صبح
دو دلاور
نحن انصار المهدی(عج)
منبر مجازی
دختر سیاسی
ایران توانا
او خواهد آمد
دست نوشته های یک نسل سومی
یک نفر از اهالی ولایت
بسیجی دانشجو
نسل چهلم
دست نوشته های یک دانشجو
قطعه 26
هم نفس
سایت دانلود رهپویان ولایت
منتظر(ز.ث)

.::مطالب جالب در مورد حجاب::.
دفتر مقام معظم رهبری
خبرنامه دانشجویان ایران
پایگاه جامع و تخصصی جنگ نرم
كتاب هایی پیرامون انتخاباتی كه گذشت
آپلود سنتر طلایی

نظرشما درباره این وبلاگ چیست؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد