تبلیغات
ایستگاه
ایستگاه

"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com


منار رمی جمرات در مشهد مقدس !!!

بسم الله الرحمن الرحیم

منار رمی جمرات در مشهد مقدس !!!

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلی (۱)

ترجمه: شما نبودید که آنها را کشتید بلکه (اراده) خدا آنها را کشت و تو (سنگ یا شن )نیانداختى آن دم که انداختى بلکه خدا انداخت تا مؤمنان را از جانب خویش با آزمایشی نیکو بیازماید که خدا شنوا و دانا است.

هیچ پیامبری نتوانست پرستش بعل را متوقف سازد جز پیامبر اسلام که درود خدا بر او واهل بیت گرامیش باد.

آنچنان که از متن تورات بر می آیدهیچکدام از پیامبران بنی اسرائیل نتوانستند پرستش بعل را براندازند و حتی در کمال بی شرمی در تورات تحریف شده بیان شده است که خود حضرت سلیمان در اواخر عمرش به منظور جلب نظر همسران بت پرستش به ساخت بتهایی من جمله بعل پرداخت!!!

و سلیمان پادشاه سوای دختر فرعون زنان غریب بسیاری را از موآبیان و عمونیان و ادومیان و صیدونیان و حتیان دوست می‏داشت. از امتهائی که خداوند در باره ایشان بنی اسرائیل را فرموده بود که شما به (به ازدواج) ایشان در نیائید و ایشان به (به ازدواج) شما در نیایند مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند و سلیمان با اینها به محبت ملصق شد و او را هفتصد زن و سیصد متعه بود و زنانش دل او را برگردانیدند و در وقت پیری سلیمان واقع شد که زنانش دل او را به پیروی خدایان غریب مایل ساختند و دل او مثل دل پدرش داوود با یهوه خدایش کامل نبود پس سلیمان در عقب عشتورت خدای صیدونیان و در عقب ملکوم رجس عمونیان رفت و سلیمان در نظر خداوند شرارت ورزیده مثل پدر خود داود خداوند را پیروی کامل ننمود آنگاه سلیمان در کوهی که روبروی اورشلیم است مکانی بلند به جهت کموش که رجس موآبیان است و به جهت مولک رجس بنی عمون بنا کرد و همچنین به جهت همه زنان غریب خود که برای خدایان خویش بخور می‏سوزانیدند و قربانی‏ها می‏گذرانیدند عمل نمود پس خشم خداوند بر سلیمان افروخته شد از آن جهت که دلش از یهوه خدای اسرائیل منحرف گشت که دو مرتبه بر او ظاهر شده او را در همین باب امر فرموده بود که پیروی خدایان غیر را ننماید اما آنچه خداوند به او امر فرموده بود به جا نیاورد پس خداوند به سلیمان گفت چون که این عمل را نمودی و عهد و فرایض مرا که به تو امر فرمودم نگاه نداشتی البته سلطنت را از تو پاره کرده آن را به بنده‏ات خواهم داد لیکن در ایام تو این را به خاطر پدرت داوود نخواهم کرد اما از دست پسرت آن را پاره خواهم کرد.(۲)

در جایی دیگر حضرت الیاس می فرماید:

پس الان بفرست و تمام اسرائیل را نزد من بر کوه کرمل جمع کن و انبیای بعل را نیز چهار صد و پنجاه نفر و انبیای اشیریم را چهار صد نفر که بر سفره ایزابل می‏خورند پس اخآب نزد جمیع بنی اسرائیل فرستاده انبیا را بر کوه کرمل جمع کرد و ایلیا (الیاس) به تمامی قوم نزدیک آمده گفت تا به کی در میان دو فرقه می‏لنگید اگر یهوه خدا است او را پیروی نمائید و اگر بعل است وی را پیروی نمایید اما قوم در جواب او هیچ نگفتند پس ایلیا به قوم گفت من تنها نبی یهوه باقی مانده‏ام و انبیای بعل چهار صد و پنجاه نفرند”(۳)
نکته عجیب این است که حضرت الیاس (ع) تنها پیامبر الهی بنی اسرائیل درآن زمان است و عجیب اینکه تنها بت بعل برای خودش چهارصدو پنجاه پیامبر دارد!

البته این نکته در قرآن نیز تایید شده است:

أَ تَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقینَ (۴)

ترجمه : آیا بت” بعل” را مى‏خوانید و بهترین خالقان را وامى‏گذارید؟

در قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی با اینکه در عهد بیزانس بت بعل در میان مسیحیان نماد پرستش شیطان بود و آبلیسک های (بت بعل) شکسته نماد سرنگونی امپراطوری بیزانس گشت اما اندکی بعد در اثر نفوذ جریان ایلو میناتی در کلیسا رقابتی عجیب بین پاپهای وقت بر سر آوردن و نصب آبلیسک(بت بعل و نماد شیطان) از مصر به واتیکان صورت می گیرد!(براستی چه چیز با عث می شود مروجان دین – پاپهای مسیحی – به مبلغین شیطان بدل گردند)

اولین ناجی ابلیسکها،کاردینال مانتوتو (Cardinal Montalto) و پاپ سیکستوس پنجم(sixtus 5) بودند که تصمیم به انتقال ابلیسکی ۳۳۱ تنی گرفتند ، این آبلیسک ،قبلا در سال ۳۷ میلادی به روم آورده شده بود.

پاپ سیکستوس پنجم این ابلیسک را که قبلا شکسته شده بود تعمیر وسپس دستور داد آن را در واتیکان، مرکز مسیحیان کاتولیک جهان ،درمقابل کلیسای سنت پیر(saint peter) نصب کنند!!!

وظیفه نصب و تزیین ابلیسک بانشان رسمی پاپ یعنی کوه وستاره بر عهده دومِنیکو فونتانا( Domenico Fontana) معمار ومجسمه ساز معروف ایتالیایی قرار گرفت.


آبلیسک دومنیکو فونتانو
(
نقشه های مربوط به آبلیسک پاپ سیکستوس پنجم که توسط فونتانو طراحی شد)

پاپ سیکتوس پنجم در سه سال متوالی بعد سه ابلیسک دیگر را نیز تعمیر و در میدان های روم قرار داد ،پس از او پاپ پیوس ششم (Pope Pius VI) نیز سه ابلیسک را در سالهای ۱۷۴۸،۱۷۸۶ و۱۷۸۹ در میدان های روم نصب کرد. درکلیسای تِرِنیت دِآی مانتی (Trinità dei Monti )او نشان رسمی خود یعنی زنبق وستاره را بر بالای ابلیسک قرار داد.

از پاپ های دیگر می توان پاپ اینوسِنتیوس دهم (Pope Innocentius X) ، پاپ آلِکسَندِر هفتم (pope Alexander VII) ، پاپ کِلِمِنس یازدهم (Pope ClemensXI) وپاپ پایوس هفتم(Pope Pius VII) را نام برد که به ترتیب در سالهای ۱۶۴۹ ،۱۶۶۷ ،۱۷۱۱ و۱۸۲۲ ابلیسک هایی به ابلیسک های روم افزوده اند.ازبین معماران و مجسمه سازانی که وظیفه نصب و تزیین ابلیسک را بر عهده داشته اند می توان به مجسمه ساز معروف بِرنینی ( Gian Lorenzo Bernini)اشاره نمود که در سال۱۶۴۹ برای پاپ پاپ اینوسِنتیوس دهم تندیس پرنده ای را بر روی ابلیسکی قرار داد.او چند سال بعد در سال ۱۶۶۷ برای پاپ آلِکسَندِر هفتم نیز ابلیسک کوچکی را بر بالای مجسمه یک فیل نصب نمود .(۵)
بدین ترتیب همانگونه که مستحضر هستید آبلیسک به نمادی برای جولان دادن ابلیس در میان ادیان ابراهیمی بدل گشت ، اما تنها جایی که در دنیا به ابلیسک توهین می گشت ،آبلیسک مربوط به منار رمی جمرات بود و اسلام از این حیث در امان ماند تا اینکه در چند سال اخیر جریان نفوذی و صهیونیستی وهابیت تصمیم به حذف آن گرفتند تا دیگر کسی به شیطان توهینی نکند، و در عوض آن اقدام به ساخت دیواری نمودند و بدین ترتیب سعی به تقدس بخشیدن به آبلیسک در اسلام نیز نفوذ نمود.

(
تخریب بت بعل از سوی صهیونیستها قدری عجیب به نظر می رسد کما اینکه در این تصویر هوایی مشخص می شود که وهابیون ابلیسک رمی جمذات را تخریب نکرده اند بلکه برای آن توسط دیواری محافظ و گارد ساخته اند)
و اکنون تنها نقطه باقی مانده که شیطان هنوز قدرت جولان دادن نیافته است ، تشیع است .
لذا این حقیر سرو پا تقصیر پیشنهاد می نمایم از آنجا که بیشترین آمار تجمع بشری در جهان از آن شیعیان است (اربعین امسال ۱۵ میلیون نفر در کربلا حضور یافتند) و در ایران عزیز حرم مطهر علی ابن موسی الرضا(ع) با جمعیتی بالغ بر (ده تا دوازده ملیون نفر در بیست و هشتم صفر هرسال ) رکورد دار این تجمع پاک بشری است . و از آنجا که زیارت بارگاه مطهر امام رضا (ع) در روایات حج فقرا نامیده شده است ، پیشنهاد می نمایم همچون دیگر موارد ایران عزیز طلایه داری مبارزه با شیطان را بدست گیرد و در حرکتی نمادین در یکی از صحن های مطهر حرم رضوی آبلیسکی شبیه به منار رمی جمرات ساخته شود و ترتیبی اتخاذ شود تا مردم همچون زیارت خانه خدا به سوی این پیکر منحوس نا مانوس سنگ پرتاب کنند تا توانسته باشیم دو پیغام را به دو سو برسانیم.

نخست به خداوند متعال که ما ایرانیان کماکان برسر عهد خود مبنی بر یاری حجت آخرین او هستیم و ایشان را تا به درک واصل نمودن شیطان و برپایی حکومت عدل الهی تا آخرین قطره خون یاری خواهیم نمود.

و پیغامی دیگر به سران شیطان پرست و مستکبران جهانی که بدانند عرصه مبارزه با آن ملعون رانده شده خالی نگشته بلکه وارد مرحله ای جدید گشته که سراسر آگاهی و تعقل است واین همانی است که ابلیس از آن بیمناک است (قدرت اندیشه و عقلانیت دینی)

لذا از تمامی عزیزان درخواست مینمایم در صورت تمایل این پیشنهاد را رسانه ای کنند و تولیت آستان مطهر حضرت رضا (ع) را وادار به انجام این عمل نمایند ، نباید بگذاریم جهان از عرصه مبارزه با شیطان تهی شود.و قطعا عزیزان آگاهند که نمادگرایی چقدر برای این جریان شیطانی اهمیت دارد لذا می بایست از این زاویه نیز با آنها وارد نبرد شویم.

در این مسیر قطعا یاران داخلی جریان سلطه با این مسئله مبارزه خواهند نمود و با بهانه هایی با این تصمیم مخالفت خواهند نمود، نمی دانم شاید بگویند مارا متهم به این خواهند کرد که در مقابل کعبه در ایران کعبه ای دیگر بنا کرده ایم و

اما تمامی این موارد بهانه هایی بیش نیست.

سنگ هایتان را در دست بگیرید . یا علی

به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت صاحب الزمان (ع) که صد البته نزدیک است.

علی اکبر رائفی پورmasafnews.com

پینوشت
:

۱- انفال آیه ۱۸

۲- اول پادشاهان باب یازده آیات ۱ تا ۱۲

۳- اول پادشاهان باب هجده آیات ۱۹ تا ۲۲

۴- صافات ۱۲۵

۵- http://www.pbs.org/wgbh/nova/egypt/raising/world.html

 

 

 


سه شنبه 26 بهمن 1389 توسط سوتك | نظرات ()

وقتی شبكه شش بلندگوی فراماسون ها می شود!!!

طی یك سال كذشته برنامه زنده ی تلویزیونی از شبكه شش با عنوان برنامه "دو و نیم ساعت" درحال پخش است. محتوای عمده ی این برنامه ی تحلیلی ،‌ سیاسی و فرهنگی است كه در بسیاری از موارد مطالب بسیار مفیدی را به بیننده می آموزد.

اما  آنچه كه در این برنامه غیر قابل چشم پوشی است دكور عجیب و غریب آن است كه ذهن هر بیننده ای را در نگاه اول به خود مشغول می سازد.

دكور استفاده شده در این برنامه كاملا صهیونیستی و متناسب با نمادهای فراماسونری است كه از جمله این نمادها می توان به رنگ قرمز استفاده شده در این دكور، هرم برعكس ، ابلیسك یا همان ستون های استوانه ای كنار صحنه و...نام برد.

 

در آموزه های صهیونیستی هرم معكوس و ابلیسك نمادی بسیار مهم تلقی می شود كه در بسیاری از مكان های اجتماع صهیونیست ها مورد استفاده قرار می گیرد. رنگ قرمز هم نماد زن است كه مكمل  رنگ آبی (نماد مرد) است. همانطور كه میدانید در آموزه های دین یهود زن انتقال دهنده نسل است وتنها از این نظر در میان یهودیان جایگاه ویژه ای دارد.

متأسفانه به دلیل رعایت شئونات اخلاقی از برسی نماد هرم معكوس معذورم اما در یك كلام هرم نماد جنس مرد و هرم معكوس نماد جنسیت زن  كه از تركیب این دو نماد آرم پرچم اسرائیل یعنی همان ستاره شش پر پدید می آید

 

ابلیسك هم نماد شیطان است كه در بسیاری از شهرهای مهم دنیا نمونه ای از آن در قالب برج ، محسمه ، نماد و ... وجود دارد و در یك نگاه گذرا حضور آنرا می توان در شهر خودمان هم به وفور یافت.

 

 مسئله ای كه بیش از هرچیز دیگر درد آور است حضور این نماد در نقشه جدید شهر مكه است كه در عكس قابل مشاهده است.

 

از تمام این مسائل كه بگذریم حضور این عناصر و نمادهادر صدا و سیمای جمهوری اسلامی است كه مدتی است به وفور یافت می شود و مورد بی توجهی مسئولین ذی ربط قرار گرفته است.

 

 

واقعا جای سئوال دارد كه این نمادها آن هم اكثرا در برنامه های فرهنگی در صدا و سیما چه می كنند؟

چرا این نمادها به راحتی باید در برنامه های تلویزیونی مورد استفاده قرار گیرد و هیچكس توجهی به این موضوع نكند.

بارها و بارها این مسئله به مدیران صدا وسیما به روش های گوناگون تذكر داده شده است اما واقعا توجه جدی  به این موضوع انجام نشده است.

صدای پای دشمنان ما در بیخ گوشمان شنیده می شود و ما واقعا در فكر چه هستیم؟

 

 

 


سه شنبه 26 بهمن 1389 توسط سوتك | نظرات ()

اعلام همبستگی از نزدیك..

دیروز كلی با خودم فكر كردم دیدم بهترین راه برای اعلام همبستگی با مردم مصر كه از نبود یك رهبر خوب رنج می برن اینه كه این رهبران اپوزسیون رو كه متوهم هم هستن بفرستیم مصر یعنی به عبارت دیگه صادرشون كنیم تا هم از نزدیك اعلام همبستگی كنن و هم ما از دستشون راحت بشیم..

البته خب حضور این برادران پت و مت در كشور فایده های  زیادی همم داره از جمله اینكه اسباب خنده و تفریح و نوشتن ما رو فراهم میكنه..

اما از اونجایی كه ملت غیور مصر نیاز مند رهبری هستند كه انقلابشون رو هدایت كنه حضور این رهبران می تواند كمك مفیدی بهشوون بكنه..

خدارو چه دیدید شاید مردم مصر تونستن این رهبران كله شق رو كه از بیماری توهم بدجوری رنج می برن سر عقل بیارن..

پیشنهاد خوبیه ها...

اعلام همبستگی از نزدیك...

........................

پ.ن1:

(پیام نویسنده)

به نظر شما با صادر كردن برادران پت ومت به مصر كیفت صادرات ایران پایین نمیاد؟

پ.ن2:

بهترین راه اعلام همبستگی جنبش سبزی ها با مردم مصر چیه؟

میشه یكی به من بگه اصلا همبستگی یعنی چی تا ما بدونیم این سبزیها همبستگی دارن یانه؟

 


چهارشنبه 20 بهمن 1389 توسط سوتك | نظرات ()

اعلام همبستگی به سبك فتنه..!!!

 

شنیده ام چند روز پیش سران فتنه بیانیه دادند و برای راهپیمایی روز 25 بهمن در خواست مجوز كردند تا اعلام همبستگی كنند با مردم مصر!!!!

واقعا جای سئوال داره كه آخه تناسب شما با مردم مصر چیه كه می خواهید اعلام همبستگی كنید؟

اونا مسجد می خوان شما مسجد آتیش می زنید...

اونا قطع رابطه با آمریكا رو می خوان شما یه جای شعار مرگ برآمریكا مرگ بر روسیه سر می دهید..

اونا از اسرائیل متنفر شدن شما می گید نه غزه ..نه لبنان...

اونا حكومت اسلامی می خوان شما دنبال براندازی حكومت اسلامی هستید..

و...

مگر 22 بهمن كه بستر كاملا آماده شده و رسانه ها آماده ی انعكاس اخبار هستند چه مشكلی دارد كه 25 بهمن باید همبستگی كنید؟

اگر شما واقعا قصد اعلام همبستگی دارید چرا رسانه های شما ادعا می كنند" اگر اینبار به خیابان ها بیایند به خانه بازنخواهند كشت..."

به قول آقای سروری شما كه پارسال سیاست های دولت درمورد غزه و لبنان را زیر سئوال بردید چگونه می توانید با انقلاب مردم مصر اعلام همبستگی كنید؟

آیا این راهپیمایی شروع دوباره برای برهم زدن نظم و امنیت عمومی نیست؟

باتوجه به تجربه های تلخ سال قبل چه تضمینی وجود داره كه راهپیمایی شما صلح آمیز باشه و منجر به وقایع شوم گذشته نشود؟

اگر واقعا ادعای همبستگی دارید چرا در روزی كه مردم در خیابان ها هستند و فریاد می زنند به خیابان نمی آیید..؟

آیا از این شواهد بسیار ساده و واضح اینطور بر نمی آید كه هدف شما چیزی جز تكرار اغتشاش و نابسامانی های سال گذشته است؟

اگر واقعا هدف شما جز اینها است در روز 22 بهمن هم می توانید شعار همبستگی را سر دهید و اگر هدفتان اغتشاش است باز هم در روزی كه مردم در خیابان هستند به میدان بیایید تا جوابتان را ازمردم بگیرید و اگر فكر می كنید می توانید شهرآشوب به راه اندازید زهی خیال باطل كه مردم آگاه هستند و اجازه ی كوچكترین حركتی به شما نخواهند داد...


سه شنبه 19 بهمن 1389 توسط سوتك | نظرات ()

بار دیگر زیارت حضرت ماه

اربعین امسال هم مثل ماه رمضان آن رنگ بوی خاص خودش رو داشت كه شاید دیگه تكرار نشه..

وقتی روز 17 ماه مبارك رمضان از در بیت رهبری آمردم بیرون هیچ وقت فكر نمی كردم در عرض كمتر از 6 ماه دوباره بتوانم وارد این فضای مقدس و صمیمی آن هم همراه با دانشجویان بشوم...

دوشنبه ظهر بچه ها بهم گفتن كارت هست می ری یا نه ؟

چون حالم اصلا خوب نبود گفتم نمیرم...

دوباره دوشنبه شب یكی دیگه از دوستام زنگ و زد و گفت:میری دیگه؟

باز هم گفتم نه.نمی توانم...

اما وقتی گوشی رو قطع كردم تازه فهمیدم چه كاری كردم و چه لطفی را دارم از دست می دم دوباره به بچه های بسیج دانشگاه زنگ زدم كه اگر كارت هست من میرم...

بچه ها نتونستن برام كارت جور كنن...

من هم كلی حسرت كه چرا قبول نكردم ... اما ساعت 1 شب یكی از دوستام كه كارت داشت زنگ و زد و گفت من كاری برام پیش آمده و نمیتونم برم بیا كارت منو بگیر و فردا برو...

من هم از خوشحالی داشتم بال در می آوردم...كارت رو گرفتم و رفتم...

ساعت 7.15 جلوی در بیت

چه فضاییه اون جلو.یك عده كه كارت دارن رفتن اول صف ایستادن و با افتخار سراشونو بالا گرفتن یك عده هو كه كارت ندارن با غصه نشتسن روی جدوالها و منتظر تا شاید فرجی بشه...

اما تا اونجایی كه شنیدم گفتن دیروز كسی نبوده كه بخواهد و نیامده باشه تداخل...

خلاصه ما هم با ذوق و شوق رفتیم داخل حسینیه و بعد از خواندن نماز ظهر از حسینیه آمد م بیرون..

نمی دانم حكمت این اتفاق ها چی بود..انگار از قبل قسمتم بود كه برم و حضرت آقا را ببینم. ألان كه اونجا رفتم و برگشتم حالم خیلی بهتره و برای انجام كاترهای عقب افتاده واقعا انرژی گرفتم...

از خدا می خوام كه زیارت حضرت ماه رو به هركسی كه دوست داره ببخشه تابفهمه كه چه نعمتی در كنار ما هست..

خدایا تا ظهور حضرت خورشید حضور حضرت ماه رو از ما دریغ مكن..

**********************************

دیروز البته  یه چیز دیگه رو هم فهمیدم و اون اینكه توی این 6 ماه آقا چقدر شكسته شدن و چقدر از دست بی بصیرتی های همه ناراحتن...

فهمیدم كه آقا انگشتر عوض كردن و این یعنی فقنه ی بزرگتر كه امیدوارم خداوند همه را از این فتنه ها حفظ كند..

الهم احفظ قائدناسید علی الخامنه ای

 


چهارشنبه 6 بهمن 1389 توسط سوتك | نظرات ()

نگاهی به نقش ‌محوری حلقه «سلام» و «کیان» در انحراف فکری نخبگان و ایجاد فتنه/قسمت آخر


* تولد «همشهری»
مركز مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری كه قوچانی از آن به «كارگاه تولید روشنفكری» یاد كرد از اولین روزهای آغاز به كار رهبری جدید انقلاب آغاز به كار كرد. این كانون عملیاتی برای خود یك وظیفه محوری قرار داده و آن تغییر نظام جمهوری اسلامی با استفاده از امكانات نظام بود! حجاریان و گروه همفكر او این را از طریق نفی اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی(ره) دنبال می‌نمود اما اقدامات روشنفكرانه نمی‌تواند اندیشه‌ای كه از رهگذر تفكر سنتی شیعه و مجاهدت حضرت امام خمینی(ره) به صورت نهادی درآمده است را دچار دگرگونی كند این همه نیاز به یك تكاپوی اجتماعی دارد. روزنامه سلام كه از خرداد 70 رسماً شروع به انتشار كرد، آنچنان بر حوزه سیاسی تأكید می‌كرد كه نمی‌توانست همه بخش‌های جامعه را تحت تأثیر خود قرار دهد. بر همین اساس باید سازو كار دیگری اندیشیده می‌شد. طبعاً در این ماجرا گرایش به سمت نهادهای اجتماعی‌تر بود. «شهرداری تهران» یك نهاد فراگیر اجتماعی بود كه در حوزه‌های مختلف دارای توانمندی‌ها و فرصت‌های بالایی بود. علاوه بر آن یك تغییر بزرگ در مدیریت شهردار تهران این همگون‌سازی را تسهیل می‌كرد.
غلامحسین كرباسچی با شروع دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی توسط وزیر كشور او عبدالله نوری از اصفهان به تهران فراخوانده شد و كرسی بحران‌زده شهرداری سال‌های 58 تا 68 را تحویل گرفت. كرباسچی و نوری هر دو در سال‌های قبل از انقلاب در گروه «طلاب اصفهان» و یا «گروه هدفی‌ها» ـ نامی كه برای باند مهدی هاشمی به كار برده می‌شد ـ بودند. حضور این دو در دو پست مهم امكان قابل ملاحظه‌ای به حساب می‌آمد، علاوه بر آن از این مقطع شهردار تهران با عضویت در كابینه موقعیت ممتازتری هم پیدا می‌كرد. كرباسچی زمانی شهرداری را تحویل گرفت كه اعتراضات گسترده‌ای به لحاظ ناكارآمدی علیه شهرداری وجود داشت به همین جهت كرباسچی با یك چك سفید امضای رئیس‌جمهور اداره پایتخت را تحویل گرفت به همین جهت او فارغ از چشم‌های نظارت نمایندگان یا محدودیت‌های قانونی شهرداری را سروسامان داد. دو سال بعد شهردار تهران به یك امپراتوری بزرگ تبدیل شده بود. گرایش سیاسی كرباسچی و نوری به گونه‌ای بود كه در سال‌های 58 تا 60 به خط سه خوانده می‌شدند. خط سه اگرچه خود را نقطه مقابل لیبرال‌ها معرفی می‌كرد اما بیش از آن علیه جریان اصیل انقلاب كه در سال‌های 58 تا 63 در حزب جمهوری اسلامی تمركز یافته بود، محسوب می‌شد. سال‌های 62 به بعد كه قائم‌مقامی آقای منتظری مطرح شد این دو از طرفداران محوری او بودند البته كرباسچی در دوره بعد از انقلاب به نیروی پراگمات شهرت داشت و نوری با تغییر بموقع لحن در درون ساختار قدرت نظامی قرار داشت. وقتی این دو یار دوره طلبگی در یك نقطه به هم رسیدند، خاطرات گذشته زنده شد. نوری در یك فرآیند سیاسی به آینده‌ای چشم داشت كه «ریاست مجلس» حق طبیعی او می‌نمود. كرباسچی نیز خود را شایسته‌ترین برای «ریاست جمهوری» می‌دانست. این دو تمنا آنان را به كانون‌هایی كه خارج از دایره قدرت (در مركز مطالعات ریاست جمهوری و روزنامه سلام) برای قبضه كردن نظام برنامه‌ریزی می‌كردند، پیوند می‌داد.
شهردار تهران كمی پس از آنكه استقرار یافت وارد حوزه فرهنگ شد. روزی كه ناچار شد پس از حدود 10 سال پست خود را رها كند، شهرداری تهران دارای 145 مركز فرهنگی هنری شامل 19 فرهنگسرا، 19 نگارخانه، 44 كتابخانه و 56 خانه فرهنگ بود. در فروردین 71 «ماهنامه همشهری» نوید كار تازه‌ای در شهرداری می‌داد. ماهنامه همشهری نقطه رسمی پیوند با كانون‌های روشنفكری كه ذكر آن رفت، بود. حدود 6 ماه پس از آن در تاریخ 24 آذر 71، شهردار اولین روزنامه تمام رنگی را انتشار داد. كرباسچی برای راه‌اندازی همشهری ابتدا سراغ سیدابراهیم نبوی رفت ولی به دلیل اختلافات شخصی مهاجرانی ـ نبوی این همكاری سر نگرفت. پس از آن احمد ستاری مسئول راه‌اندازی پروژه همشهری شد. جالب این است كه احمد ستاری 6 سال بعد در روز 24 آذر كه همشهری را راه انداخته بود، از سوی سعید حجاریان مسئول راه‌اندازی روزنامه «صبح امروز» می‌شود! احمد ستاری در ابتدای راه‌اندازی پروژه همشهری بهروز گرانپایه (عضو گروه كیان) را مسئول بخش فرهنگی تحلیلی و احمد دریانی را مسئول بخش خبری و دبیر تحریریه نمود. بهروز گرانپایه عضو گروهك جنبش مسلمانان مبارز حبیب‌الله پیمان بود كه به دلیل سوابق ضدانقلابی تحت تعقیب بود ولی توانسته بود از تیم شش نفره‌ای كه همه آنان اعدام شدند، زنده بماند! پس از آن گرانپایه عضو گروه شمس در كیهان و سپس همكار او در كیهان فرهنگی و پس از آن عضو مؤسس «كیان» بود. سوابق احمد دریانی از گرانپایه درخشان‌تر بود. دریانی عضو شورای سردبیری روزنامه اطلاعات در زمان طاغوت بود كه مقاله معروف «استعمار سرخ و سپاه احمد رشیدی مطلق» علیه حضرت امام خمینی(ره) در روز 17 دی 56 توسط او به چاپ سپرده شد. علیرضا فرهمند نیز عضو مؤسس و مؤثر همشهری بود، او «همشهری ماه» را از فروردین 71 منتشر كرد. توسط فرهمند، ماشاءالله شمس‌الواعظین به روزنامه همشهری دعوت شد. اولین سرمقاله همشهری توسط شمس‌الواعظین نوشته شد. در این سرمقاله «نگاه جدید به تحولات اجتماعی» به عنوان خط و مشی «همشهری» معرفی شده بود.
علیرضا فرهمند را باید مهمترین عنصر ایرانی رابط امریكا لقب داد. جلدهای 13 و 27 اسناد منتشر شده لانه جاسوسی امریكا این نقش برجسته را یادآور شده است. براساس این اسناد وارن كریستوفر معاون وزیر امور خارجه دولت جیمی كارتر، در سال 58 در تلكسی از سفارت امریكا می‌خواهد كه تحلیل فرهمند درباره انقلاب اسلامی ایران را برای او بفرستد. ویلیام سولیوان آخرین سفیر امریكا در دوره شاه، در دوره‌ای كه معاون سازمان سیا بود طی نامه‌ای به سفارت امریكا می‌نویسد: «می خواهم سفری به ایران داشته باشم و مایلم ناهار را با دوست عزیزم علیرضا فرهمند صرف كنمفرهمند كه ماهنامه همشهری را در فروردین 71 راه انداخته بود، به عنوان دبیر سرویس بین‌الملل در این ماهنامه قلم می‌زد. روزنامه همشهری ویژه‌نامه‌ای به نام «فرهنگ ترافیك» داشت كه به صورت لایی همشهری چاپ می‌شد. سردبیر این ویژه‌نامه «ایرج مستعان» بود. مستعان در زمان طاغوت سردبیر «اطلاعات بانوان» بود. اطلاعات بانوان مجله مبتذلی بود كه معرفی زنان خواننده و رقاصه و «دختر شایسته» یكی از مأموریت‌های اصلی آن بود. مستعان در همشهری سردبیری ویژه‌نامه «روز هفتم» را نیز به عهده داشت.
دبیر سرویس اقتصادی روزنامه همشهری «سعید لیلاز» بود. لیلاز كه مطالب او در سال‌های اخیر از سوی رسانه‌های رادیویی امریكا، اسرائیل و انگلیس به عنوان «روزنامه‌نگار ایرانی» پخش شده است، پس از دوم خرداد 76 روزنامه «مناطق آزاد» را سردبیری كرد كه به دلیل درج مطالب ضدانقلابی توقیف گردید. اكبر گنجی نیز دبیر سرویس اندیشه همشهری بود. پیش از این گنجی در سفارت ایران در تركیه فعالیت می‌كرد كه پس از رحلت امام(ره) به دلیل برداشتن تصویر امام از دیوارهای سفارت ایران به تهران فراخوانده شده بود. گنجی در سال 81 با نوشتن مقاله‌ای كه به «مانیفست اكبر گنجی» مشهور شد، آشكارا امام راحل را به استبداد متهم كرد و صراحتاً خواستار حذف اسلام از ساختار حكومت در ایران شد. «رضا تهرانی» نیز یكی از مسئولین اصلی همشهری در سال‌های آغازین انتشار بود. رضا تهرانی، اكبر گنجی، مصطفی رخ‌صفت، بهروز گرانپایه و محمود شمس‌الواعظین، چهار عنصر پایه‌گذار مجموعه كیان در آذر 70 بودند كه حالا با كار در همشهری امكانات وسیعی برای تبلیغ افكار خود پیدا كرده بودند اما درج مطالب ضدانقلابی در «همشهری» سبب واكنش شدید حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی شد و كرباسچی ناچار شد عذر همكاری رخ‌صفت، شمس‌الواعظین و فرهمند را بخواهد اما این همه به معنای اصلاح در همشهری و یا عدم حضور غیررسمی عناصر طرد شده نبود. كرباسچی برای انتشار اولین روزنامه رنگی كشور، چاپخانه تازه‌ای را راه‌اندازی كرد كه تا آن روز رقیبی نداشت. «برگ سبز» چاپخانه‌ای بود كه در سال 71 گفته می‌شد در خاورمیانه برترین است. البته بعدها در دوره اول ریاست جمهوری خاتمی روزنامه اطلاعات چاپخانه دیگری وارد كرد كه یكه تازی «برگ سبز» را تضعیف می‌كرد.
از سال 73 مدیریت همشهری تحولاتی پیدا كرد. عطریانفر كه پس از وزارت كشور، معاون وزیر نفت شده بود در این سال به همشهری آمد و عملاً مسئول آن بود. مهدی كرباسچی پسر عموی غلامحسین نیز سردبیری آن را به عهده گرفت و تا سال 1379 در این سمت بود. مهدی كرباسچی ابتدا عنوان مدیرعامل همشهری را داشت و مرتضی حاجی عضو غیررسمی سازمان مجاهدین انقلاب معاون او بود. عطریانفر اصفهانی در سابقه سیاسی خود عضویت در باند مهدی هاشمی را داشت و در دوره اول وزارت عبدالله نوری (68 تا 72) معاون سیاسی وزیر كشور بود. حضور كرباسچی و عطریانفر افراد دیگر گروه مهدی هاشمی را نیز با «همشهری» پیوند داده بود.
غلامعلی نوری‌ها، محمدتقی فاضل‌میبدی، محمدعلی رضایی و عباسعلی روحانی به صورت‌های مختلف در این مجموعه به فعالیت مشغول شدند.
همشهری تركیب معجونی پیدا كرده بود، تعدادی عناصر سیاسی مطبوعاتی رژیم شاه، تعدادی عناصر گروهك‌هایی نظیر جنبش مسلمانان مبارز، تعدادی عناصر باند مهدی هاشمی و تعدادی عناصر جریان روشنفكری كه داعیه تغییر فكری نظام جمهوری اسلامی را داشتند، دور هم جمع شده بودند و با امكانات شهرداری تهران و طبعاً پشتیبانی دولتی به كار فرهنگی مشغول بودند! با این وصف خط‌ مشی همشهری كاملاً مشخص می‌شود. اما با این همه، همشهری از آغاز انتشار خود اعلام كرد كه روزنامه‌ای اجتماعی است و نمی‌خواهد در حوزه مسائل سیاسی وارد شود. بر همین اساس این روزنامه به هیچ وجه مسائل انقلاب اسلامی و مباحث خارجی مرتبط با آن را پوشش نمی‌داد. مثلاً در روز پس از 22 بهمن می‌نوشت: دیروز را مردم تهران در مراكز تفریحی اطراف تهران سپری كردند! اما مسائل اجتماعی و رخدادهای غیرسیاسی را بزرگنمایی می‌كرد و آن را به تیتر و عكس صفحه اول تبدیل می‌كرد اما كاملاً به مذهب و انقلاب بی‌اعتنا نبود. مثلاً ویژه‌نامه فرهنگ ترافیك در سال 72 تصویر یك خانم چادری را نشان داد كه به جای عبور از پل عابران پیاده از میان خیابان عبور می‌كرد. همشهری با نوشتن تیتر تندی چنین وانمود كرد كه عناصر مذهبی عقب افتاده و بی‌اعتنا به قوانین اجتماعی‌اند! همشهری در طول سال‌های اولیه انتشار خود وانمود كرد كه ذائقه مردم پس از جنگ تغییر كرده و نیاز به فضای آرام‌تری دارند. بر همین اساس باید گفت: «تغییر در ذائقه مردم» هدف اصلی همشهری و سایر فعالیت‌های شهرداری تهران در حوزه فرهنگ بود. اما همشهری سه سال پس از انتشار وارد تندترین حوزه‌های سیاسی شد. درج مصاحبه «مهدی حائری‌یزدی» كه همشهری از او به عنوان فیلسوفی فرهیخته و مجتهدی عالی‌مرتبه یاد كرد، نشان داد كه طراحان همشهری را برای هدفی بزرگ آماده كرده‌اند. حائری‌یزدی در این مصاحبه گفت: حكومت جز وكالت شهروندان نیست و در ذیل آن منكر جنبه شرعی حكومت اسلامی گردید. از سال 75 كه «كارگزاران» تأسیس شد، همشهری در نقش ارگان این گروه ظاهر گردید اما در این دوره به لحاظ تمنایی كه این گروه سیاسی برای قبضه كردن حكومت داشتند، روند آرام‌تری پیدا كرد. بعد از دوم خرداد بار دیگر همشهری به عرصه فعالیت نیروهای مخالف حكومت دینی تبدیل شد، در این دوره همشهری چند روزنامه اقماری كه البته عمر كوتاهی داشتند هم به وجود آورد؛ روزنامه «هم‌میهن» كه كرباسچی پس از كنار رفتن از شهرداری منتشر كرد، روزنامه «زن» كه توسط فائزه هاشمی عضو كارگزاران انتشار یافت، روزنامه «آزاد» كه توسط سعید لیلاز منتشر می‌شد و «آفتاب‌گردان» كه اولین روزنامه كودكان در ایران بود، از پشتوانه مؤسسه همشهری ارتزاق می‌كردند. گردانندگان همشهری بعد از دوم خرداد دچار نوسانات فراوانی شدند و به تناسب وضعیت‌هایی كه برای عناصر گروه و پشتیبانی‌های آنان به وجود می‌آمد، موضع سیاسی متفاوتی پیدا نمود.


چهارشنبه 6 بهمن 1389 توسط سوتك | نظرات ()

نگاهی به نقش ‌محوری حلقه «سلام» و «کیان» در انحراف فکری نخبگان و ایجاد فتنه/قسمت هشتم


* مركز مطالعات ریاست جمهوری، كارگاه پروژه‌های روشنفكری
قوچانی در بخشی از كتاب خود در مورد جایگاه مركز مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری در جریان «روشنفكری مذهبی» می‌نویسد: «عباس عبدی از رهبران جنبش دانشجویی اشغال‌كننده سفارت امریكا، به سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها در دادستانی انقلاب اسلامی پیوسته و به همراه او آنجا را رها كرده بود تا در مركز مطالعات استراتژیك آمادگی ورود به عرصه سیاست را تمرین نموده و در چهره یك سیاستمدار ظاهر شود. او به اتفاق گروهی دیگر از همفكرانش مؤسسه‌ای تحقیقاتی را پایه گذاشت كه كارگاه تولیدی بسیاری از پروژه‌های روشنفكری شد
یك بررسی آماری می‌گوید، گروه كیان از طریق مركز یاد شده بیش از 500 نفر از نیروهای هوادار خود را با «بورس دولتی» به خارج اعزام كرد. بعدها همین‌ها در قیافه شخصیت‌های حقوقی، جامعه‌شناسی، روزنامه‌نگاری، سیاسی و ... به گسترش انفجارگونه افكار حلقه كیان در سال‌های 76 تا 79 كمك فراوانی كردند. مركز مطالعات ریاست جمهوری تا سال 72 كه حسن روحانی جای سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها را گرفت، مطلقاً در انحصار گروه‌های «كیان»، «سلام» و «عصر ما» بود. پس از آن نیز به دلیل مشی و مشغله‌های حسن روحانی و معاون او عطاءالله مهاجرانی، حلقه كیان تا حدود زیادی نفوذ خود را در این مركز حفظ كرد.
یكی از كاركردهای مركز مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری، دادن نظرات كارشناسی به مراكز تصمیم‌گیری در نظام جمهوری اسلامی است. طبعاً هرگونه دستاورد تحقیقاتی یا مطالبی كه عنوان تحقیقاتی به آن گذاشته شده باشد، وقتی از یك مركز رسمی به یك كانون تصمیم‌گیری دولتی انتقال پیدا كند، به آن اعتماد شده و تبدیل به برنامه‌های عملیاتی می‌شود. برهمین اساس باید گفت، عناصر حلقه كیان از طریق این مركز تأثیرات مهمی را در حوزه سیاست از خود برجای گذاشتند.

* سلام، حلقه مكمل
تولد حلقه كیان با تولد حلقه سلام همزمان بود. گروه «كیهان فرهنگی» سال‌های 67 تا 69 در اواخر سال 69 حلقه كیان را تشكیل دادند و از آبان 70 «كیان» را منتشر كردند. حلقه سلام نیز از نیمه دوم سال 69 شكل گرفت و اولین پیش شماره «سلام» در 29 بهمن 69 منتشر شد و اوایل خرداد 70 بعد از 13 پیش شماره، اولین شماره سلام انتشار یافت. كاركرد مشترك این دو حلقه تا بدانجاست كه یكی از نیروهای جوانی كه بعدها به «گروه كیان» پیوست، می‌نویسد: «همانگونه كه كیان توسط رضا تهرانی و شمس‌الواعظین به جای كیهان فرهنگی و زنان توسط شهلا شركت به جای «زن روز» منتشر شدند، سلام نیز توسط سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها و عباس عبدی به جای «روزنامه كیهان» منتشر گردید
مركز مطالعات استراتژیك تنها كانون دولتی حضور «حلقه كیان» نبود، پیش و بیش از آن «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» كانون حضور این گروه بود. سابقه این موضوع به آنجا برمی‌گردد كه حجت‌الاسلام خاتمی، عناصری را كه بعدها حلقه كیان به وجود آوردند، به كیهان آورده و موقعیت‌های دبیری سرویس‌ها و شورای سردبیری روزنامه كیهان و نیز مسئولیت نشریات جانبی آن (كیهان فرهنگی و زن روز) را در اختیار آنان قرار داده بود. وقتی در سال 69 حجت‌الاسلام خاتمی از كیهان استعفا داد، افرادی نظیر هادی خانیكی، محمدابراهیم اصغرزاده و بهروز گرانپایه كه در كیهان بودند، به وزارت ارشاد رفتند و همزمان در «كیان» حضور یافتند. چنانچه بعدها افراد دیگری نیز از وزارت ارشاد نظیر مجید محمدی و حسینعلی قاضیان به حلقه كیان وصل شدند.
باید اضافه كرد كه وقتی حلقه سلام هم شكل گرفت، عناصر محوری این حلقه را معاونین وزارت ارشاد حجت‌الاسلام خاتمی تشكیل می‌دادند. كریم ارغنده‌پور، عضو شورای سردبیری سلام در كتاب خود به طور سربسته به نقش دو مركز «ارشاد» و «مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری» اشاره كرده و نوشته است: «شاید زمان آغاز به كار سلام كه با توسعه كمی و كیفی مطبوعات در دوره مدیریت آقای خاتمی در وزارت ارشاد مقارن بود، نقطه عطفی در حرفه‌ای‌تر شدن روزنامه‌نگاری در كشور ما به حساب آید. در این زمان با گسترش تعداد نشریات و ایجاد فضای رقابت، لازمه چنین امری مهیا شد و در درجات بعدی آموزش‌ها در سطوح عالی و دانشگاهی نیز در شكل‌گیری آن بی‌تأثیر نبود
محمد مهدی حیدریان (دبیر سرویس فرهنگ و هنر)، محمد ابراهیم انصاری لاری (دبیر صفحه حقوقی)، سید عبدالواحد موسوی لاری (عضو شورای سردبیری) و محمد نعیمی‌پور (معاون اجرایی تحریریه) از معاونین یا مدیركل‌های حجت‌الاسلام خاتمی در «ارشاد» بودند كه همزمان در «سلام» نیز مسئولیت داشتند. باید اضافه كرد كه حجت‌الاسلام خوئینی‌ها (صاحب امتیاز و مدیر مسئول)، وفا تابش (دبیر سرویس خارجی) و عباس عبدی (دبیرسرویس اقتصادی و بعداً سردبیر) نیز همزمان مسئول و از معاونان مركز مطالعات استراتژیك بودند. برهمین اساس می‌توان گفت استخوان‌بندی سلام با استفاده از دو كانون دولتی شكل گرفت. در این بین عیسی ولایی (دبیر بخش شهرستان‌ها)، اكبر اعلمی (دبیر سرویس گزارش‌ها) و دكتر سید محمود حسینی (دبیر سرویس علمی پژوهشی) تنها كسانی بودند كه در دوره كار در سلام، سمت دولتی نداشتند.مجموعه سلام، مجموعه ارشاد، مجموعه مركز مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری، مجموعه كیان (و نشریات تابعه) حلقه «عصر ما»، حلقه «همشهری» و مجموعه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، در این دوره یك كاركرد را داشتند و عناصر اصلی آن به طور مشترك در این كانون‌ها فعال بودند. آنچه در آن دوره در همه این مراكز دنبال می‌شد، دو نكته اساسی بود: 1ـ رجعت به گذشته (نوعی لیبرالیزم با ظاهری مذهبی) 2ـ زیر سؤال بردن مبناهای دینی با عنوان ظاهری نیاز نو به نوی نسل جدید و لزوم تكاپویی‌های كارشناسانه و خروج از قالب‌های رسمی.

* بستر مشترك سلطنت‌طلب‌ها، باند مهدی هاشمی و گروهك‌های التقاطی
سعید حجاریان در یك تحلیل تاریخی به ریشه‌های تغییرات صحنه سیاسی اشاره كرده و در گفت‌وگو با «عمادالدین باقی» گفته است: «اختلاف بینش‌هایی كه الآن شما می‌بینید ریشه‌هایش به اواخر دوران وزارت آقای خاتمی بازمی‌گردد كه خودش ماجرایی است. یك طرف هم مركز تحقیقات استراتژیك بود كه وقتی آقای خوئینی‌ها آمدند و مسئولیت آن مركز را به عهده گرفتند، تقسیم كار و سازماندهی كردیم. معاونت سیاسی آن مركز را من به عهده گرفتم كه مسئولیت پروژه توسعه سیاسی را در معاونت سیاسی از سال 68 شروع كردم. بخشی از این پروژه را (نیز) آقای بهزاد نبوی به عهده گرفت
حجاریان و گروه همفكر او در مركز مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری دو كار عمده را عهده‌دار شدند؛ از یك سو به تولید تئوریك پرداختند و از طرف دیگر سازمان‌های سیاسی را برای عملیاتی كردن تئوری‌ها شكل دادند به همین جهت اگر نام این مركز را مركز مطالعات و عملیات استراتژیك بگذاریم به خطا نرفته‌ایم. فعالیت‌های «استراتژیك» در واقع در نقطه مركزی قدرت اجتماعی (یعنی حكومت) متمركز بود. آنان در یك برنامه مدون كار دگرگون‌سازی ساختار قدرت را دنبال كردند. حجاریان خود می‌گوید: «بنده از سال 68 كه به مركز اطلاعات استراتژیك آمدم اولین طرح پژوهشی توسعه سیاسی را در آنجا نوشتم و مطابق با آن طرح گروه‌های تحقیقاتی و پژوهشی را سازمان دادم. كار من در هشت سال پیشبرد پروژه توسعه سیاسی به گونه‌ای تئوریك و نظری بوده است. البته بنده فقط در تئوری و در نظریه‌پردازی برای الگوی ایرانی توسعه سیاسی كار نكردم كه ثمره كار پژوهشی‌ام توسط مسئولین وقت به بایگانی سپرده شود؛ كار اكتیو (عملی) سیاسی هم كرده‌ام. همكاری در جهت راه‌اندازی روزنامه سلام و احیای مجدد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی... كار خود را هم در كنار آن می‌كردم
او توسل به روش‌های خاص برای رسیدن به هدف تغییر حكومت را مورد اشاره قرار داده و گفته است: «جنگ روانی در جنگ‌ها و امور سیاسی یك سلاح پشتیبانی كننده است، یعنی باید در عالم واقع یك قدرت واقعی وجود داشته باشد كه جنگ روانی آن را تغلیظ كند... آدم باید عِدّه و عُدّه داشته باشد. بله جنگ روانی هم به او كمك می‌كند.» عمادالدین باقی كه چهره شناخته شده باند مهدی هاشمی است و به دلیل برخورد دشمنانه‌اش با روحانیت در زمان امام بایكوت شده بود و گویا امام مانع انتشار یكی از كتاب‌های ضدروحانیتی او شده بود در كتاب خود ضمن آنكه حجاریان را در دوره 10 ساله كار در مركز مطالعات استراتژیك ریاست جمهوری بسیار پركار معرفی كرده، به نقش امروزی كارهای انجام شده در دو حلقه سلام و مركز مطالعات اشاره كرده و نوشته است: «فعالان دیگر جنبش اصلاح‌طلبی همسفران زندگی پراضطرابش بودند... بذر او اكنون به بار نشسته و به خواسته‌ای فراگیر تبدیل شده است

ادامه دارد...

شنبه 2 بهمن 1389 توسط سوتك | نظرات ()



"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com

estgah89@yahoo.com

سیاسی
فرهنگی و اجتماعی
دفاع مقدس
صهیونیسم و...
دین و ولایت
دل نوشته

و آغازی دیگر
پایان کار...
ایستگاه...قطار...
هیچ پایگاهی در منطقه خارج از تیررس موشک های ایران نیست .
دو حدیث زیبا
بزن زنگو
یك دیالوگ واقعی...
یا زهرا
سفر كربلا/1
در شوق شش گوشه
فاطمیه
عشق...
سلام به همه دوستان و خوانندگان وبلاگ ایستگاه این پست صرفا یك پست درون گفتمانی است...دوستانی كه مایل به خواندن بودند لطفا پیام بگذارند تا بهشون رمز بدهم.
درد دلهای یك ساله
برگوش جانم میرسد هردم صدای قافله...

دی 1393
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389

سوتك

قافله ی عشق(شهدای دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) )
از این لینک برای انتقاد از برنامه های رسانه ملی استفاده نمایید
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
گنجینه معرفت
نقطه رهایی
سهم من
سیم خاردار
مهتد
آینده از آن ماست...
همثانیه-------------------------همثانیه
مُرتَقِب
مشکات
فاصله
اندكی صبر صحر نزدیك است
IslamArchive
بیداری افكار شبستر
رسانه فرهنگی پلاك 313
***شهیدان زنده اند***
راه ناتمام
سرلوحه
چادرخاکی
ســـــرلـــــوحـــــه
خدا منتظر ماست....
جنگ نرم(سربازان امام خامنه ای)
طلبه یاشار
عشق یعنی...
غریبانه
سلام بر صبح
دو دلاور
نحن انصار المهدی(عج)
منبر مجازی
دختر سیاسی
ایران توانا
او خواهد آمد
دست نوشته های یک نسل سومی
یک نفر از اهالی ولایت
بسیجی دانشجو
نسل چهلم
دست نوشته های یک دانشجو
قطعه 26
هم نفس
سایت دانلود رهپویان ولایت
منتظر(ز.ث)

.::مطالب جالب در مورد حجاب::.
دفتر مقام معظم رهبری
خبرنامه دانشجویان ایران
پایگاه جامع و تخصصی جنگ نرم
كتاب هایی پیرامون انتخاباتی كه گذشت
آپلود سنتر طلایی

نظرشما درباره این وبلاگ چیست؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد