تبلیغات
ایستگاه
ایستگاه

"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com


امسال كه گذشت..سال بعد...

سلام.

راستش دست و دلم خیلی به نوشتن نمی ره. برعكس خاصیت این روزها كه شادی و خوشحالی با خودش میارن اما چند روزیه كه حالم حسابی پریشونه.

دیروز تولدم بود اما تولد امسالم هم خیلی متفاوت و غمناك بود.حتی یكی از عزیزترین كسان زندگیم كه انتظارش رو داشتم  بهم تبریك بگه هم یادش رفت كه 28 اسفند تولد منه.بگذریم.تمام شد.

اصل حرفم جای دیگه ایه كه اون هم عید امساله. سال 89 با تمام فرازها و فرودهاش رفت و سال 90 با سرعت هرچه تمام تر داره میرسه.

یادم میاد لحظه ی تحویل سال 88 و شروع سال 89 دعا می كردم و فقط ذكر فرج می خواندم.تو دلم هزارتا امید بود كه دیگه امسال سال فرجه كه ما بچه شیعه ها فقط به همین امید زنده ایم. اما امسال هم آمد و رفت و خبری از فرج آقایمان نبود.

عید امسال خیلی متفاوت از سالهای پیشه و اتفاقاتی كه افتاد اون رو  یك جوراریی خاص كرده.عید امسال هم خوشحالم و هم ناراحت. خوشحال از اینكه یك سال به ظهور آقایمان نزدیك شدیم و ناراحت از اینكه در كشور كناردستمان بحرین قتل عام برادران شیعه ی ما كمر عید راشكسته و شادباشی برای آن باقی نگذاشته است.

میدانم انقلاب بحرین كه با استعانت از امام حسین (ع) درحال پیش روی است نتیجه خواهد داد زیرا كه خون برادرانمان در این راه ریخته شد و خون بها پیروزیست.

میدانم كه وعده ی الهی تخلف ناپذیر است و زمین به مستضعفان به ارث خواهد رسید.

نمیدانم چند سال بعد وقتی فرزندم از من بپرسد در زمان انقلاب بحرین  كجای ماجرا بودی چه پاسخی برایش دارم و بگوید تأثیر تو در آن چه بود چه خواهم گفت اما خوب میدانم سالهابعد تلاش این عزیزانمان سرلوحه ای برای اتفاقات آینده خواهد بود و سالهای سال سالروز پیروزی این انقلاب در كنار روزهای بزرگ دنیا در تقویم جهان ثبت خواهد شد و نام نیكوی شهیدان مظلوم این كشتار وحشیانه تا ابد در دفتر دلها باقی خواد ماند.

قطعا این انقلاب سند رسوایی كسانی خواهد بود كه ادعای حقوق بشر آنها گوش فلك را كر كرده و سكوت آنها تناقضشان را به رخشان خواهد كشید.این شروع بزرگ بی شك پایانی بر دیكتاتوری دموكراسی خواهد بود و روسیاهی سران را به بارخواهد نشاند.

سال 90 كه سالی آبستن اتفاقات و تحولات تازه است درحال آمدن است و ما همچنان با صدای بلند خواهیم خواند:

الهم عجل الولیك الفرج

سال نو برهمه ی منتظران مبارك


یکشنبه 29 اسفند 1389 توسط سوتك | نظرات ()

انگار همین دیروز بود.......

انگار همین دیروز بود.......

انگار همین دیروز بود صدای بال ملائک از دفتر بسیج شنیده می شد ...

انگار همین دیروز بود که دعوت شدیم ...

انگار همین دیروز بود که شنیدیم می گفتند در دفتر بسیج ثبت نام می کنند برای پر، برای پرواز ...

انگار همین دیروز بود که از بین 300 نفر قرار بود قرعه کشی کنند و همه در دلهره بودند تا اینکه دعوت نامه را خودشان به دستمان دادند ...

دعوتمان کردند ...

و باز هم کریمانه نگاهمان کردی که لیاقت یافتیم اگر نه که ما را با این روی سیاه چه به " سرزمین آسمانی ها..."

انگار همین دیروز بود که راهی شدیم با دعوت نامه ای در دست ...

و رسیدیم ...

تا پرواز ...

تا شلمچه...

تا فکه ...

تا دوکوهه...

تا اروند...

تا طلائیه ...

تا فتح المبین ...

تا هویزه...

 

تا چزابه و دهلاویه...

 

تا شرهانی...

تا آنجا که فهمیدیم که ه ی چ ی م ...

شهدا !

دستمان را گرفتند ...

دعوت نامه را به دستمان دادند و ما را بردند به سرزمین ملکوت به سرزمین آسمانی ها ...

آزاد بودیم و دیوانه ...

دقیقه ای با چمران بودیم دقیقه ای با حاج ابراهیم...

باکری ها دست در دست هم همراهمان بودند، حاج حسین نگاهمان می کرد، آوینی با دوربین از ما مستند می ساخت! و ...

ما هم مانند یک کودک، انگشت تعجب به دهان و حیران از این عظمت ....

اما حالا ....

برگشتیم با بدن های خاکی و دل هایمان در سرزمین های نور جامانده بود ...

انگار نه انگار که سالهاست داریم در این شهر شلوغ زندگی می کنیم .

از این همه شلوغی از این همه سنگینی دلمان گرفت همان دلی که فکر می کردیم جا گذاشته ایم در بهشت خاکی ...

حالا ما برگشته ایم با دلی گرفته و دیگر هوای شهر بدجوری روی قلبمان سنگینی می کند ...

ما عیدی خود را دوازده روز قبل از عید گرفتیم زمانی که دعوت نامه را به دستمان دادند ...

ما سالمان را در شلمچه 12 روز زودتر نو کردیم ...

ما با کلام حاج آقا احمدپور در شلمچه دلمان را خانه تکانی کردیم ...

ماهی پلوی شب عید ما تن ماهی های دیر و عجله ای بسیج بود ...

صله ی رحم را در فکه در هویزه در دو کوهه انجام دادیم ...

و حالا خسته ایم از این عید دیررسیده که هیچ چیز را نو نکرده ...

خسته ایم از ماهی پلوی 10 هزار تومانی شب عید ...

خسته ایم از این خنده های تصنعی ...

و دلمان تنگ شده برای خنده هایمان با خانم امامی ...

برای صحبت های بی بلندگوی حاج آقا کتابی ...

برای حسینیه تخریب دو کوهه ...

برای صدای امواج اروند ...

برای باد طلائیه ...

برای خاک ...

برای خودمان که یافته بودیمش ولی باز فراموشش کردیم .

شهدا شرمنده ایم !

ما باز هم خودمان را فراموش کردیم .

 


دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط سوتك | نظرات ()

یك مسئله فرعی به نام مشایی

این هم شعر مشاییدن!

طبیب نسخه ی درد مرا چنین پیچید:
دو وعده خوردن چایی به وقت چاییدن

معاونی که مشاور شده است می داند
چقدر شغل شریفی است کشک ساییدن

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت: ژاژ خاییدن

حکیم کاردرستی به همسرش فرمود:
شنیده ایم که درد آور است زاییدن ...

بد است زاغ کسی را همیشه چوب زدن
جماعت شعرا را مدام پاییدن

خوش است یومیه اظهار فضل فرمودن
زبان گشودن و دُر ریختن ... "مشاییدن"

صبا به حضرت اشرف ز قول بنده بگو:
که آزموده خطا بود آزماییدن

تمام قافیه ها ته کشید غیر یکی
خوش است خوردن چایی به وقت چاییدن!
-----------
سعید بیابانکی


شنبه 14 اسفند 1389 توسط سوتك | نظرات ()

خوشا روزی كه گرم جنگ بودیم

خوشا روزی كه گرم جنگ بودیم

میان رنگ ها بی رنگ بودیم

دل هركس شهادت را طلب داشت

سرود عشق و مستی را به لب داشت

خوشا تنهایی شبها و سنگر

كه دل بود و تمنا بود و دلبر...

سلام دوستان

جای همتون خالی رفته بودم جنوب سرزمین نور ایران..

انشاالله قسمت همتون بشه برید فضای اونجا رو ببینید..

حس می كنم اونجا خدا روی زمین داره قدم میزنه..

حس میكنم اونجا خدا دستاشو باز كرده و تو رو تو آغوشت گرفته

وقتی میری جنوب دیگه دلت نمی خواد برگردی شهر...

فضای اونجا اونقدر آسمونیه كه وقتی میای تهران حس میكنی از عرش به فرش آمدی..

فقط می خوام بگم اگر فرصت طلایی رفتن به سرزمین نور  رو دارید اصلا از دست ندید..

فقط اونایی كه رفتن جنوب می دونن من چی می گم.

بابت تأخیر چند روزه ام عذر خواهی می كنم.

انشاالله قصد دارم در آینده دل نوشته های این سفر رو روی وبلاگ بذارم.

 


یکشنبه 8 اسفند 1389 توسط سوتك | نظرات ()



"ما قرار است آرمان طلبانه با مسائل برخورد كنیم. انقلاب ما انقلاب آرمانهاست،نه انقلاب تسلیم به واقعیت ها،ما نیامدیم كه این واقعیت ها را قبول كنیم، آمدیم تا آرمانها را به واقعیت تبدیل كنیم.(آیت الله دكتر شهیدبهشتی)"
شاید ایستگاه مكانی است برای چند دقیقه توقف و فكر كردن...
estgah89@yahoo.com

estgah89@yahoo.com

سیاسی
فرهنگی و اجتماعی
دفاع مقدس
صهیونیسم و...
دین و ولایت
دل نوشته

و آغازی دیگر
پایان کار...
ایستگاه...قطار...
هیچ پایگاهی در منطقه خارج از تیررس موشک های ایران نیست .
دو حدیث زیبا
بزن زنگو
یك دیالوگ واقعی...
یا زهرا
سفر كربلا/1
در شوق شش گوشه
فاطمیه
عشق...
سلام به همه دوستان و خوانندگان وبلاگ ایستگاه این پست صرفا یك پست درون گفتمانی است...دوستانی كه مایل به خواندن بودند لطفا پیام بگذارند تا بهشون رمز بدهم.
درد دلهای یك ساله
برگوش جانم میرسد هردم صدای قافله...

دی 1393
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389

سوتك

قافله ی عشق(شهدای دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) )
از این لینک برای انتقاد از برنامه های رسانه ملی استفاده نمایید
پایگاه تخصصی معرفی شهدا...
گنجینه معرفت
نقطه رهایی
سهم من
سیم خاردار
مهتد
آینده از آن ماست...
همثانیه-------------------------همثانیه
مُرتَقِب
مشکات
فاصله
اندكی صبر صحر نزدیك است
IslamArchive
بیداری افكار شبستر
رسانه فرهنگی پلاك 313
***شهیدان زنده اند***
راه ناتمام
سرلوحه
چادرخاکی
ســـــرلـــــوحـــــه
خدا منتظر ماست....
جنگ نرم(سربازان امام خامنه ای)
طلبه یاشار
عشق یعنی...
غریبانه
سلام بر صبح
دو دلاور
نحن انصار المهدی(عج)
منبر مجازی
دختر سیاسی
ایران توانا
او خواهد آمد
دست نوشته های یک نسل سومی
یک نفر از اهالی ولایت
بسیجی دانشجو
نسل چهلم
دست نوشته های یک دانشجو
قطعه 26
هم نفس
سایت دانلود رهپویان ولایت
منتظر(ز.ث)

.::مطالب جالب در مورد حجاب::.
دفتر مقام معظم رهبری
خبرنامه دانشجویان ایران
پایگاه جامع و تخصصی جنگ نرم
كتاب هایی پیرامون انتخاباتی كه گذشت
آپلود سنتر طلایی

نظرشما درباره این وبلاگ چیست؟





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد